روشنفکرى دینى‏

روشنفکر دینى از آل احمد به بعد به ویژه شریعتى شکل مى‏گیرد. پس از شریعتى و بعد از پیروزى انقلاب روشنفکرى دینى به دو جریان متمایز تقسیم مى‏گردد: گروهى که سنبل آن شهید آوینى است و گروهى که نماینده آنها سروش است.
تفاوت بین سه جریان شریعتى، شهید آوینى و سروش: شریعتى در بحث بازگشت به خویشتن، دین را مبنا قرار مى‏دهد و این نقطه عزیمت است و براى مشکلات اجتماعى با نگاه به دین راه حل ارائه مى‏کند، اما از ادبیات چپ نیز مفاهیمى چون عدالت و مبارزه را وام گرفته است. او نوعى روشنفکرى انقلابى دینى را طراحى مى‏کند، در اندیشه او بیشتر بحث مبارزه است، اما با پیروزى انقلاب، دغدغه روشنفکر دینى (شهید آوینى) مبارزه و انقلاب نیست، بلکه نوعى ساختن خود است و این ساختن بر خلاف بخشى از روشنفکرى، به عرفان، معنویت و منابع اصیل چنگ مى‏زند. در عین حال که این افراد روحانى نیستند، بلکه روشنفکرند و وضع موجود در دنیا و حتى جامعه خود را نقد مى‏کنند. جریان شهید آوینى (در بعد التزام به دین و تکیه بر آن) خالص‏تر است و غلظت بیشترى دارد. این طیف، در دین، حوزه عمومى را از حوزه خصوصى به هیچ وجه جدا نمى‏کنند و براى فرار از وضع موجود بخش‏هایى از دین که پاسخ گوى نیازهاى بشر امروز است چون معنویت و اخلاق را تبلیغ مى‏کنند. اما تفکر دکتر سروش نوعى بازگشت به نگرش نسل اول روشنفکرى در ایران یعنى تقى‏زاده است. سروش در حالى که دین را نفى نمى‏کند و نقطه عزیمت بودن دین را قبول دارد؛ اما دین را محدود به حوزه فردى مى‏کند و در حوزه اجتماعى راه حل را در دین جست وجو نمى‏کند. تفکر آوینى نقطه مقابل سروش است. البته برخى بین جریان شریعتى و آوینى تفکیک قائل نمى‏شوند و در روشنفکرى دینى دو جریان شریعتى و سروش را مطرح مى‏کنند؛ اما با امعان نظر روشن مى‏شود که سه جریان فعال است.

/ 0 نظر / 20 بازدید