معجزه فکر9: ایمان گام دوم موفقیت

ایمان ماده اصلى ذهن است. زمانى که ایمان با فکر ترکیب مى شود، ضمیر ناخودآگاه سریعاً ارتعاشات را دریافت، به معادل غیرمادى تبدیل و به بینش لایتناهى هدایت مى کند، درست مانند حالت دعا و عبادت.
ایمان، عشق و میل جنسى از قوى ترین احساسات مثبت انسان هستند.

زمانى که هر سه ترکیب شوند این قدرت را دارند تا ذهن را در چنان جهتى شکل دهند که سریعاً به ضمیر ناخودآگاه یعنى محل تبدیل به معادل روحانى برسد. این تنها راه تحریک ضمیر ناخودآگاه به واکنش است.

چگونه ایمان را گسترش دهیم؟
در اینجا براى درک بهتر اهمیت اصل تلقین به نفس در انتقال خواسته به معادل فیزیکى یا پولى، توضیحى ارایه مى دهم. ایمان حالتى از ذهن است که مى توان آن را به وسیله تصدیق یا اجراى مکرر بعضى دستورالعمل ها و از طریق اصل خود تلقینى، در ضمیر ناخودآگاه خلق یا تحریک کرد.

به عنوان نمونه به هدف خود در مطالعه این مطالب توجه کنید. طبیعتاً هدف، کسب توانایى تغییر هیات افکار دایمى شده و نامحسوس یک خواسته به معادل مقابلش است.

با دنبال نمودن دستورالعمل هایى که درباره اصل خود تلقینى و ضمیر ناخودآگاه خواهم آورد مى توانید این ضمیر را متقاعد کنید که شما ایمان دارید چیزى را که مى خواهید، به دست خواهید آورد. ضمیرتان براساس آن عقیده که آن را به شکل ایمان به شما برگرداند، عمل مى کند و در پى آن به برنامه ریزى براى تحصیل آن خواسته مى پردازد.تکرار دستورات براى ضمیر ناخودآگاه، تنها راه شناخته شده براى گسترش ارادى حس ایمان است. شاید این معنى با توضیح زیر درباره روند جنایتکار شدن بعضى افراد، روشن تر شود.

بر مبناى گفته هاى یک جرم شناس معروف: «زمانى که افراد براى اولین بار با جرم روبه رو مى شوند از آن مى ترسند. اگر در ارتباط با جنایت باقى بمانند، به آن عادت مى کنند و آن را تحمل مى نمایند و بالاخره اگر به مدت طولانى ارتباطشان با آن حفظ شود آن را مى پذیرند و تحت تاثیر آن قرار مى گیرند.»

تعریف بالا در این موضوع نیز صدق مى کند و معادل این است که بگوییم، هر فکر دایمى که مکرراً در ضمیر ناخودآگاه تکرار شود، سرانجام توسط این مرکز پذیرفته مى شود و براساس آن عمل مى گردد و در نهایت با استفاده از در دسترس ترین و کارآمدترین روش به واقعیت فیزیکى مبدل مى شود.

در ارتباط با این موضوع به این گفته نیز توجه کنید، تمام افکارى که تحت تاثیر احساسات قرار مى گیرند و با ایمان ترکیب مى شوند، سریعاً شروع به تبدیل خود به معادل فیزیکى مى نمایند.

نسبت هیجانات یا «احساسات» افکار، فاکتور مهمى است که به آن ها حیات، انرژى و حرکت مى بخشد. ایمان، عشق و میل جنسى با هر فکر دایمى که ترکیب شوند به آن حرکت و فعالیت بیشترى مى دهند.
ترکیب افکار دایمى انسان نه فقط با ایمان بلکه با هر حس مثبت یا نفى دیگر مى تواند به ضمیر ناخودآگاه برسد و آن را تحت تاثیر قرار دهد.

هیچ کس به «بدشانسى» محکوم نیست
ضمیر ناخودآگاه همان گونه که براساس افکار مثبت و سازنده عمل مى کند، بر مبناى افکار دایمى منفى و نابودگر نیز عمل خواهد کرد و آن ها را نیز به معادل فیزیکى مبدل خواهد ساخت. این مساله دلیل پدیده اى است که میلیون ها انسان آن را تجربه مى کنند و با عنوان «بدشانسى» یا «بداقبالى» از آن نام مى برند.

میلیون ها نفر وجود دارند که به دلیل بعضى نیروهاى ناشناخته و غیرقابل کنترل، خود را «مستحق» و «محکوم» به فقر و شکست مى دانند. آن ها خود خالق بداقبالى هاى خود هستند. علت آن نیز چیزى جز عقاید منفى که توسط ضمیر ناخودآگاه این افراد انتخاب شده و خود را به معادل فیزیکى مبدل ساخته نیست.

اینجا فرصت مناسبى است که باز تکرار کنم، شما مى توانید با رساندن هر خواسته اى که آرزوى تبدیل آن به واقعیت دارید، به ضمیر ناخودآگاه، سود فراوان ببرید. هیچ عاملى نمى تواند شما را از «فریب دادن» ضمیر ناخودآگاه، با دادن اطلاعات و دستورات، از راه تلقین به نفس منع کند.

این روند در وضعیت انتظار یا ایمان بسیار سریع تر عمل خواهد کرد. براى واقع بینانه تر ساختن این «فریب»، خود را آن طور کنید که اگر مالک خواسته خویش بودید، مى کردید.

مهم این است که احساسات مثبت، به عنوان نیروهاى مسلط ذهن تقویت شوند و احساسات منفى حذف گردند.

ذهنى که تحت تسلط احساسات مثبت و سازنده قرار گرفته، به مسکنى دلچسب براى ایمان تبدیل مى شود. چنین ذهنى مى تواند با اراده به ضمیر ناخودآگاه دستورالعمل هایى بدهد که سریعاً پذیرفته و عمل شوند.

در تمام اعصار بسیارى مذاهب بشر را به «داشتن ایمان» در این کیش و آن عقیده دینى پند داده اند، اما در این باره که مردم چگونه ایمان داشته باشند چیزى نگفته اند. آن ها هرگز بیان نکرده اند که «ایمان کیفیتى از ذهن است که با خود تلقینى تحریک مى شود.»

ایمان «اکسیرى لایزال» است که به افکار فرد، قدرت و حرکت مى بخشد!
سزاوار است جمله بالا را دوباره و سه باره و چهارباره بخوانید. ارزش دارد آن را بلند بخوانید!
ایمان نقطه شروع همه دست یافت هاست!

ایمان اساس تمام معجزات و کارهاى مبهم و اسرارآمیز است که با قوانین علمى قابل تجزیه و تحلیل نیستند!
ایمان تنها پادزهر شکست است!

ایمان کیمیایى است که اگر با دعا و نیایش ترکیب شود، با بینش لایتناهى ارتباط مستقیم حاصل مى کند.
ایمان عنصرى است که ارتعاشات عادى فکر را که توسط ذهن محدود انسان خلق شده اند، به معادل معنوى مبدل مى سازد.

ایمان تنها واسطه اى است که با آن مى توان نیروى کیهانى بینش لایتناهى را تحت کنترل درآورد و مورد استفاده قرار داد.

/ 0 نظر / 71 بازدید