وسواس در قرائت نماز

اینگونه وسواس موجب می شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه کند و به جای توجه کردن به معنای نماز و کسب حضور قلب، به الفاظ و چگونگی تلفظ آن مشغول گردد، اگرچه رعایت قرائت، از شرایط صحت نماز است، ولیکن شرط صوری است و باید در حد تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز کرد.

درمان:

الف) آشنایی به ظاهر و باطن نماز:

بازیابی و تشخیص روح و حقیقت نماز از ظاهر و صورت آن، در درمان این مرض کمک می نماید. باید بداند که رعایت قرائت و امثال آن، از احکام ظاهری نماز و عبادت می باشند و باید در حد اعتدال و تکلیف به آنها توجه کرد و حضور قلب و تخلیه قلب از اغیار از شرایط باطنیه نماز است و حقیقت نماز با وجود آن معنا پیدا می کند، که هرچه توجه به این معنا زیادتر باشد، نماز کاملتر خواهد شد.



ب) همانند سازی با الگوهای دینی:

برای اینکه نمازگزار متوجه شد که دچار وسواس شده یا نه بهتر است عمل خود را بر علما و فقها عرضه کند و از آنها سؤال کند که آیا مبتلا به این مرض شده یا نه.



ج) تصمیم به ترک وسواس:

بعد از تشخیص مرض و علت آن، در طلب درمان آن بر آید و در این خواستن، مداومت کند که هر وقت، به حالت مرض برگشت، مواظبت کند و دایماً مراقب حال خود باشد که با تمرین و مجاهدت لازم، آهسته آهسته، این بیماری درمان می شود.


تندخوانی و شتابزدگی:

از موجبات حواس پرتی، تندخوانی و تعجیل در اتمام نماز است که علت سریع خوانی هم، عدم اهتمام به نماز است. چرا که چنین افرادی، نماز را فقط برای رفع تکلیف می خوانند، لذا با کراهت و بی میلی عبادت را انجام می دهند و در نتیجه احساس خستگی می کنند. نماز با عجله نمی تواند با حضور قلب باشد، چرا که فکر، خیال و قلب چنین آدمی دایماً متوجه به اتمام نماز و عمل بعد از نماز می باشد. سریع خوانی از آفات نماز شمرده شده است.


گناه:

فحشا و منکرات مانع حضور قلب در نماز است.

نماز و گناه، رابطه متقابل و متضاد دارند. کسی که اهل فحشا و منکرات است توفیق حضور قلب را پیدا نمی کند. گناهان لذت مناجات را از انسان می گیرد و با گرفتن لذت و شیرینی عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت و به همین جهت کمترین برخورد خدا با گناهکار، گرفتن لذت مناجات است.


درمان:

الف) با علل فساد و گناه مبارزه کنیم:

ریشه گناه عبادت است از جهل، هوای نفسانی و ترس. اگر می خواهیم گناه از صفحه زندگی ما پاک شود، ابتدا گناه را بشناسیم و بدانیم چه چیزی موجب فساد و آلودگی می شود. برای شناسایی گناه باید به کتابهایی که در این زمینه نوشته شده مراجعه کنیم، مثل گناهان کبیره آیت الله دستغیب. نمونه ای از این گناهان عبارتند از: چشم چرانی، زنا، لواط ، دزدی، رباخواری، تهمت، دروغ، ... تنها با شناختن گناه نمی توان با آن مبارزه کرد، زیرا پس از شناخت، باید به ترک کردن آن کمی همت ببندیم.



ب) از القائات، جهت ترک گناه کمک گیریم:

برای این منظور ابتدا به قلب خود تفهیم کنیم اگر نماز می خوانیم پس چرا زنا، دزدی و یا کلاه برداری می کنیم و با توجه به جنبه منفی گناه، از گذشته خود توبه کنیم و با القائات مثبت، امید به خوب شدن و عوض شدن و ... را در خود زنده کنیم.



ج) از خود نماز در ترک گناهان کمک بگیریم:

با خواندن نماز و سعی در ترک گناه در هنگام نماز به خلوص و حضور قلب بیشتر می رسیم و با توجه با این مطلب که «نماز با توجه» با گناه منافات دارد را به قلب تفهیم کنیم و با خود تکرار کنیم که قلب پرگناه آشیانه حق تعالی قرار نمی گیرد.

منبع:persiclub.com

/ 0 نظر / 29 بازدید