نشانگاهها و یا علائم افسرد‌گی

فردی که دچار اختلال افسردگی می‏شود، بیشتر اوقات احساس غمگینیمی‏کند و اغلب به گریه می‏افتد. در روابط و کارهای مختلف احساس گناه عذابش می‏دهد و معتقد است که در حقدیگران و یا در حق خودش کوتاهی کرده و یا می‏کند. فرد افسرده بیش از حد معمول تحریک پذیر می‏شود و احساس اضطراب و تنش درونیمی‏کند. دچار مشکلاتی در رابطه با میزان و کیفیت خواب و خوراک و تمرکز هواس می‏شود. توان وانرژی‌اش کاهش می‏یابد و احساس خستگی مفرط می‌کند. از انجام کارهای روزمره اصلا لذت نمی‌برد و بسختی می‌تواند تصمیمی را که می‌گیرد عملی کند. افکاری چون بیزاری از زندگی و ناامیدی نسبت به آینده دارد و آرزوی مرگ و گاه افکار خودکشی دارد (تقریبا 15% از افراد افسرده‌ با اقدام به خودکشی جان خودرا از دست می‏دهند). تغییرات شدید خلق و خوی که هفته‌ها ادامه می‌یابد و باعث پرخاشگری و تحریک‌پذیری و یا سر در لاک خود فرو بردن می‌شوند به همراه این احساس که گویا همه با رفتار و نگاهشان وی را می‌آزارند در برخی از افراد افسرده بشدت نمایان است.

علائم و یا نشانگاههای اختلال افسردگی به چند گروه تقسیم می‌شوند (شکل 2): جسمی، رفتاری، احساسی و افکاری. از جایی که علائم هر گروه وابستگی شدیدی به علائم گروههای دیگر دارند پایدار ماندن افسردگی وابسته به شکل ارتباطی است که هر کدام این علائم در طی زمان زیادی با یکدیگر برقرار کرده‌اند. به این معنا اولین اصل برای تشخیص اختلال افسردگی وجود تعداد مشخصی از این علائم در هر گروه و در طی زمانی بیش‌از چند هفته است.

نکته‌ای که در بالای سر نشانگاههای افسردگی (شکل 2) بشدت توجه را جلب می‌کند، قوی بودن باورهایی است که مانند چتر سایه خود را بر تمام این سیستم انداخته‌است. درحالی که فرد افسرده از حالات خود در رنج است و آرزوی تغییر این حالات را دارد ولی با توان زیادی نیز اعتقاد به این دارد که افسردگی «از کنترل وی خارج است» و «تغییرپذیر نیست». از اینرو معتقد است که تغییر این علائم در اختیار و توان وی نیست، ابتدا باید چیزهای دیگر تغییر کنند تا وی دیگر افسرده نباشند. هر چه این باورها در وی قوی تر می‌شوند به پابرجا ماندن افسردگی کمک می‌کنند.

منبع:ravansanji.persianblog.ir

/ 0 نظر / 11 بازدید