اراده، آغاز همه پیروزى ها

سال ها پیش یک جنگجوى بزرگ در موقعیتى قرار گرفت که باید تصمیمى اتخاذ مى کرد که متضمن موفقیت او در میدان نبرد بود. او باید سپاهش را براى جنگ با دشمنى که از حیث تعداد بسیار افزون تر از آنان بود مى فرستاد. سربازانش را سوار بر قایق نمود و به طرف کشور دشمن به راه افتاد. تجهیزات و سربازان را پیاده کرد. سپس دستور داد تا قایق ها را آتش بزنند!

 

 او قبل از شروع جنگ، در حالى که سربازان را مخاطب قرار داده بود گفت: «دیدید که قایق ها دود شدند! این یعنى ما نمى توانیم از این ساحل جان سالم به در ببریم مگر این که پیروز شویم! ما راه انتخاب نداریم. یا پیروز مى شویم، یا هلاک خواهیم شد!» آن ها پیروز شدند.

هر کسى که پیروز مى شود، در هر کارى، باید اراده سوزاندن کشتى ها و عوامل بازگشت را داشته باشد. تنها با این کار است که مى توان از رسیدن به موقعیت ذهنى شناخته شده با عنوان اراده محکم و سوزاننده براى پیروزى، اطمینان یافت.

صبح روز بعد از حادثه بزرگ آتش سوزى در شیکاگو، گروهى از تجار و فروشندگان، در خیابان استیت ایستادند و ناظر سوختن بقایاى مغازه ها و فروشگاه هاى خود بودند. آن ها با هم به بحث در این موضوع پرداختند که آیا مغازه ها را بازسازى نمایند، یا این که شیکاگو را ترک کرده در منطقه دیگرى از کشور شروع به کار کنند. همه جز یک نفر به یک نتیجه رسیدند: شیکاگو را ترک کنند. اما تاجرى که مصمم باقى ماند تا مغازه اش را بازسازى کند، انگشت خود را به سمت بقایاى مغازه ها گرفت وگفت: «آقایان من در همین نقطه بزرگ ترین فروشگاه جهان را خواهم ساخت. اهمیتى ندارد چند بار بسوزد». این ماجرا تقریبا به نیم قرن پیش باز مى گردد. فروشگاه ساخته شد و امروز به عنوان قدرت اراده در آن محل خودنمایى مى کند. در آن زمان آسان ترین کار براى مارشال فیلد، دقیقا همان بود که دیگر تجار انجام دادند. آن ها در زمانى که رفتن سخت بود و آینده منظره اى پریشان کننده داشت، راهى را دنبال نمودند که آسان تر به نظر مى رسید.

به تفاوت میان مارشال فیلد و دیگر تاجران خوب توجه کنید. چون این درست همان تفاوتى است که عملا میان انسان هاى موفق و شکست خورده تمایز ایجاد مى کند.
هر انسانى که به سن درک مى رسد، آرزوى رسیدن به هدفى را مى کند. آرزو کردن به تنهایى نتیجه اى در بر ندارد. خواسته اى که به فکر دایم و وسواس ذهنى تبدیل شود و سپس با برنامه ریزى راه هاى مشخص پشتیبانى شود، ثمربخش است.

شش گام براى تبدیل خواسته به طلا
روشى که با آن خواسته قابل تبدیل به معادل پولى است از شش بخش مشخص و گام عملى تشکیل شده:

اول: در ذهنتان مقدار «دقیق» پولى را که مى خواهید مشخص نمایید. تنها این که بگویید «من خیلى پول مى خواهم» کافى نیست. از نظر مقدار مشخص باشد. (براى مشخص بودن یک دلیل روانشناسى وجود دارد که در بخش هاى بعد توضیح داده خواهد شد.)

دوم: دقیقا مشخص کنید در مقابل پولى که مى خواهید، چه مى دهید. (واقعیتى با عنوان «چیزى در ازاى هیچ چیز» وجود ندارد.)

سوم: زمان معینى را که در نظر دارید صاحب پول شوید تعیین کنید.

چهارم: برنامه مشخصى براى اجراى خواسته تان ایجاد کنید و آن را فورا اجرا نمایید. آماده هستید یا نه، آن برنامه را وارد عمل کنید.

پنجم: شرح روشنى از مقدار پولى که مى خواهید به دست آورید و تاریخ معین به دست آوردن آن بنویسید. بیان کنید در مقابل پول چه چیزى مى خواهید بدهید و به طور شفاف توضیح دهید براى رسیدن به آنچه که مى خواهید، چه برنامه اى دارید. تمام این موارد را روشن و کامل بنویسید.

ششم: شرح نوشته شده خود را روزى دوبار، یک بار درست قبل از خوابیدن در شب و یک بار بعد از بیدار شدن در صبح، بلند بخوانید. همان طور که مشغول خواندن هستید، خود را در مالکیت آن ببینید، احساس کنید و ایمان آورید.

خیلى مهم است که به دستورالعمل پاراگراف ششم کاملا توجه نموده و آن را دنبال نمایید. ممکن است بگویید، برایتان غیر ممکن است که خود را قبل از رسیدن به هدف در تصاحب آن ببینید. اینجاست که اراده قوى به کمکتان مى آید. اگر واقعا آنچنان مشتاق رسیدن به هدف هستید که این فکر به خواسته اى دایم تبدیل شده، مشکلى در متقاعد ساختن خود نخواهید داشت.
منبع:mastoor.ir
/ 0 نظر / 60 بازدید